اینکه چادر خانم آزاده نامداری برای لحظه ای کنار برود و آخر سر هم به جای خود برنگردد چندان مهم نیست.انصافا هم مردم خوب ما در این باره خیلی سخت نگرفتند(بعضی ها گرفتند!)لذا آنچه باعث خشم و عصبانیت مردم شد این بود که نامبرده طی سال های متمادی زیادی خود را آنگونه که نبود معرفی کرده و بینندگان عزیز و گرامی را به چیزی که قلبا باور نداشت(شاید قبلا باور داشت) توصیه نموده بود.اگر بخواهیم انصاف را رعایت کنیم باید بپذیریم که بیشتر ما ایرانی ها نیز آنگونه که به نظر می رسیم نیستیم و هنگامی که وقتش برسد چند مرده حلاج بودن خودمان را به سمع و نظر دیگران می رسانیم.در این باره مثال های زیادی را می توان بر ق دلنبشته های تابناک...
اصنافی که با مواد غذایی سر و کار دارند ملزم هستند برای کارکنان خود کارت بهداشت, گواهی شرکت در کلاس های بهداشت عمومی و لباس کار تهیه نمایند.انصافا بیشتر اصناف از این بابت خیلی گله مند نیستند و آنچه آن ها را به واقع دلخور می کند این است که بسیاری از پرسنل به مجرد دریافت سه گانه مورد اشاره محل کار را ترک گفته و از کاری نان و آبدارتر سر در می آورند.شاید در مورد کسانی که کلا حوزه کاری خود را تغییر داده و از کاری که با کار قبلی هیچگونه سنخیتی ندارد سر در می آورند(براستی سر در می آورند!؟) کاری نتوان انجام داد.با این حال این نکته گفتن دارد که اگر اتحادیه بخواهد می تواند کاری کند که با ایجاد رفاقت , دلنبشته های تابناک...
مردم با پلاسکو سلفی گرفته و جان هموطنان خویش را به مخاطره می اندازند.نمایندگان مجلس با موگرینی سلفی گرفته و ضمن چوب حراج زدن به آبروی ایران و ایرانی نشان می دهند که از موکلین خود چیزی کم و کسر ندارند.ممکن است اتفاقاتی از این دست خاص کشورمان نباشد و مردم سرزمین هایی که امروزه نام پیشرفته را یدک می کشند در گذشته ای نه چندان دور با نمونه هایی از آن ها برخورد کرده باشند.به این ترتیب شاید بزرگترین تفاوت ما با آن ها در این باشد که در حالی که ما با ماجراهای اینچنینی به شیوه "چه کار زشتی!" برخورد می کنیم آن ها در مقابل جریانات ناخوشایند موضع "چه کنیم تا تکرار نشود؟" می گیرند.به عبارت دیگر اگر ما دلنبشته های تابناک...
می گویند کسی در جواب سوال "می توانی ده قرص نان را یکجا بخوری؟" پاسخ "باید فکر کنم" داده و چند دقیقه ای با خویشتن خلوت می کند.پس از مراجعت "می توانم" گفته و به خوردن یکجای ده قرص نان اقدام می کند.سوال تکرار شده و این بار از فرد خواسته می شود که در عوض ده قرص نان به تناول بیست قرص نان اقدام نماید.شخص مجددا "باید فکر کنم" گفته و پس از لختی اندیشیدن در تنهایی "آری" را بر زبان می آورد.ماجرا با پنجاه و صد قرص نان تکرار می شود و پس از اینکه خورنده نان ها از پس چنین آزمون های سختی بر می آید جواب سوال "با خود چه فکری می کردی؟" را اینگونه می دهد:"فکر نمی کردم.امتحان می کردم که ببینم از عهده خوردن نا دلنبشته های تابناک...
یکی از خنداننده های "خنداننده شو" کمدی ایستاده ای را اجرا می کند که با نمونه ایرانی-امریکایی خود مو نمی زند.این که در این باب از اصطلاح "مو نزدن" بهره گرفته ایم به خاطر این بوده که نه تنها حروف, کلمات و جمله های به کار رفته توسط دو کمدین مورد اشاره کاملا یکی است بلکه حرکات بدن و چهره نمونه ایرانی عینا از نمونه "قسمتی ایرانی" کپی برداری شده است.ناگفته پیداست که نه در عالم هنر و نه در وادی ادبیات شایسته نیست که کار دیگری را به نام خود سند زده و دلیل این سند زنی را "مردم که خبر ندارند" بگیریم.با این حال ماجرای یاد شده روی دیگر سکه ای هم دارد زیرا بهره گیری انسان های برابرتر از برنامه های ماهو دلنبشته های تابناک...
آیا فکرش را کرده اید که اگر مشابه اتفاق دزفول برای بوشهری ها افتاده و اهالی این منطقه در عوض مواجهه با نشت کلر با نشت مواد رادیواکتیو مواجه شوند با چه فاجعه انسانی روبرو خواهیم بود؟آن هایی که دوست دارند "فکرش را بکنند" می توانند در باره حادثه نیروگاه اتمی چرنوبیل و نتایج آن دست به جستجو و مطالعه زده و بیش از پیش متوجه اینکه "چرا باید اقدامات ایمنی را جدی گرفت" شوند.استفاده از فناوری زندگی ها را راحت کرده و برای آدمیان رفاه به ارمغان می آورد.در این باب فقط کافی است به انقلاب صنعتی اروپا و اینکه به واقع زندگی اروپایی ها را از این رو به آن رو کرد اشاره نماییم.با این حال باید پذیرفت که استفاده دلنبشته های تابناک...